رحمت الله شريفي نجف آبادى

20

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

« موجود » در تعريف آن به‌عنوان جنس مىآيد . علاوه برآن‌كه ، واجب مستقيما حمل بر موجود مىشود . و بيان شد در صورتى كه محمولى اخص از موضوع خود باشد ، اين محمول ، عرض ذاتى موضوع نيست ، ولى به ضميمهء محمول ديگر ، عرض ذاتى موضوع مىشود ، مثل موجود ، ماده است كه ماده با مجرد در مجموع عرض ذاتى براى موضوع مىشوند ؛ پس موجود ، مادى و مجرد است كه وقتى خواستيم ماده و مجرد را تعريف كنيم و بگوييم : مادى و مجرد ، موجوداتىاند كه اولى داراى حركت و دومى داراى ثبات است ، موجود به‌عنوان جنس در آن تعريف مىآيد . افزون برآن‌كه ، حمل مادى و مجرد بر موجود ، مستقيم است . و اگر گفته شود : موجود ، واجب است و واجب ، قابل اثبات ، باز قابل اثبات ، عرض ذاتى موجود است ، چرا كه عروض قابل اثبات بر واجب ، در حكم عروض مستقيم است ، چون حكم مساوى مساوى چيزى ، همان حكم مساوى آن چيز است ؛ پس واجب با مساوى خود كه « قابل اثبات » است ، يك حكم دارد كه آن حمل بدون واسطه بر موضوع است . علاوه برآن‌كه ، موجود در تعريف هريك از آن‌ها ، به‌عنوان جنس مىآيد . اگر به‌جاى « موجود ، واجب است » گفته شود : « واجب ، موجود است » اولى را اصل الحمل يا حمل طبيعى و دومى را ، عكس الحمل مىناميم . آنچه درمورد ملاك عرض ذاتى گفته شد ، در رابطهء حمل طبيعى بود ، ولى در رابطهء عكس الحمل ، تعريف عرض ذاتى چنين است كه محمول در تعريف موضوع مىآيد ، لذا در تعريف واجب گفته مىشود : موجودى است كه به‌مرحلهء حتميت برسد . بنابراين ، تعريف ، شامل هر دونوع حمل مىشود ؛ پس تعريف جامع چنين است : « ان المحمول الذاتى ما يؤخذ فى حدّه الموضوع او يوخذ هو فى حده الموضوع » « 1 » ؛ عرض ذاتى در اصل الحمل ، آن است كه

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 31 ، پاورقى علامه .